دین - نوشته های فراموش شده جنبش راه سبز



نوشته های فراموش شده

آنکس که نوشته های مرا سرسری میخواند همان بهتر که نخواند



نویسنده : سهیل ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٩

اندیشیدن را اموختم حال باید نوشتن نیز بیاموزم.

شاید نوشته هایم جالب نباشن حتی برای خودم اما باید بنویسم.از چه و کجایش مهم نیست مهم نوشتن است!

چرا انسان نیاز به دین دارد؟

ابتدا باید دید دین به چه معنیست:

دین یا کیش یا طریقت یا شریعت، مجموعه‌ای از معارف، عقاید، باورها و قانون‌ها و دستورهایی برای راهنمایی و پرورش انسان و پیشبرد او به سوی تکامل و رستگاری است. مجموعه دین از دو بخش تشکیل شده‌است:

۱) آموزه‌ها و گزاره‌های اعتقادی (هست‌ها /اصول)

۲) دستورهای عملی، اخلاقی و ارزشی که بر پایه آموزه‌های اعتقادی استوار شده‌اند (بایدها /فروع). در ادیان مختلف، این آموزه‌های اعتقادی تلاش می‌کنند تا پاسخی برای درک معماهای هستی و آنچه درک نشدنی است (بی نهایت، مرگ) فراهم کنند.

خوب تا اینجاش که به نظر خوب بود (حداقل بد نیست).از تعریف دین میشه پی برد که هدف راهنمایی و پرورش و تکامل انسان هست و این سوال در ذهن ایجاد میشه که: ایا قوانین این هدف متعالی رو انسان تعیین میکند یا چیزی فراتر از انسان!؟یا شاید انسانی فراتر از انسان!

خوب  ببینیم در ادامه چه چیزی دستگیرمان میشود:

دین یا آسمانی است یعنی پیامبر ی آمده و مدعی این است که هر چه آورده از طرف خدا و از آسمان است و یا آسمانی نیست یعنی حاصل افکار و عقاید یک انسان می‌باشد. از بزرگ‌ترین دین‌های جهان می‌توان از دین‌های ابراهیمی نام برد. دین های ابراهیمی که همه از یک ریشه و منطقهٔ خاورمیانه سرچشمه می‌گیرند عبارت‌اند از اسلام، مسیحیت و یهودیت. دین‌های بابی و بهائی نیز از این دسته و از ادیان نوین هستند.

از دین‌های بزرگ دیگر در جهان می‌توان از بوداگرایی، هندوگرایی و آیین کنفوسیوسگرایی نام برد. ادیان لزوماً خدامحور نیستند ولی به نظر می‌رسد تمام ادیان معتقد به ماوراء طبیعت باشند.

پس هم انسان و هم توهمی فراتر از انسان این قوانین رو تعیین میکنند.بنظر شما یک انسان برای رسیدن به رشد فکری و تکامل نیاز به پیروی از قانون خاصی دارد؟ایا انسانی میتواند برای همه ی انسان ها با سطوح مختلف فکری قانون بنویسد؟حتما جواب شما نه هست و خدا پرستان میگویند تنها خداست که چنین توانایی دارد.اما من میگویم یک انسان نیز میتواند چون بنظر من تمام انسانها طبق یک فرمول و روش فکر میکنند فقط کافیست ان روش را کشف کرد.اینکه انسان برای تکامل نیاز به قانون دارد خودش دارای مشکل است.قانون و دستورات دینی ما را ملزم میکند که از یک مسیر به هدف برسیم اما شاید راه های دیگری نیز وجود داشته باشد که نویسنده ی قانون از ان مطلع نباشد درضمن قانون و دستورهایی اینچنین انسان را از جستجوی راه های بهتر باز میدارد.جالب اینجاست که در بعضی ادیان اگر فردی که ان دین را پذیرفته پس از مدتی متوجه شود که دارد مسیر اشتباه را میرود یا از این راه و روش خوشش نمی اید و آن را موجب ازار خود میداند و بخواهد از آن دین خارج شود و به جستجوی مسیر و راه صحیح برود با شدیدترین مجازات روبرو خواهد شد!!!(این چه دینیست!!!)حال اگر هدف دین آن چیزیست که اشاره شد آیا باید کسی را که میخواهد از راه دیگری به همان هدف برسد و راه شما را صحیح نمیداند یا طولانی میداند، مجازات کرد و از بین برد؟!!!

این ادیان انسان را از سوال کردن بازمیدارند زیرا میترسند انسان با پرسش هایش و نرسیدن به جواب قانع کننده، جواب هایی که در دین در پی اش بودند،به پوچی دین پی ببرد.

ایا دستورهای عملی، اخلاقی و ارزشی که در ادیان موجود میباشند توانسته اند به سوالات انسان پاسخی روشن دهند؟یا تنها سوالی بر سوالات دیگر افزوده اند و آن سوال این است:خدا چیست؟!!!حتی برای این سوال خود ساخته نیز پاسخی روشن ندارند!خدا چیزیست که نباید به او اندیشد چون دیوانه میشوی!.او نه زاده شده و نه زاییده!! هرجا که علم قدرت پاسخگویی نداشته باشد توهم پاسخ میدهد.علم نتوانسته بود پاسخ دهد که جهان چگونه بوجود آمد(در چند قرن پیش) و انسان نیاز به پاسخ داشت و دین از این خلا علمی استفاده کرد و پاسخی که ارضا کننده ی فکر انسان آن زمان بود را داد:این جهان بوسیله ی خدا آفریده شد!

این که من از نوشتن خطوط بالا چه مقصودی داشتم را خود بیابید ،اما هدف من تنها و تنها نوشتن بود

 

 

 

 

 




کلمات کلیدی :دین و کلمات کلیدی :علم





Time spent here: