مرگ عشق - نوشته های فراموش شده جنبش راه سبز



نوشته های فراموش شده

آنکس که نوشته های مرا سرسری میخواند همان بهتر که نخواند



نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٦

دیگر به شهرنقاب زدگان(بازیگران و مدعیان عشق( دروغین)) نخواهم رفت و دیگر به آن نخواهم اندیشید و از آن خواهم گریخت و نخواهم خواست عشقی جاودانه را!و دیگر نخواهم اندیشید به دوستی و دوست داشتن،زین پس می اندیشم به هیچ و هیچ و تنها هیچ!!!شاید هم دیگر هرگز نیاندیشم!!!من از مرگ دوستی سخن میگویم همان که والاترین هدفم بود،از مرگ هر انچه عشق مینامند و مینامم.خداوندگار عشق مرده است،خدای من مرده است چند روزی میشود شاید هم چند ماه که من دیروز مرگش را حس کردم.من از هر آنچه بود به هیچ رسیدم به پوچی به مرگ و به این گفتار نزدیک تر میشوم:زندگی مرگیست طولانی و آنکس که آنرا برایم کوتاه کند می ستایمش.




کلمات کلیدی :مرگ عشق





Time spent here: