هر آنچه که عشق می نامیم - نوشته های فراموش شده جنبش راه سبز



نوشته های فراموش شده

آنکس که نوشته های مرا سرسری میخواند همان بهتر که نخواند



نویسنده : سهیل ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢

ادامه...

اما بیشتر در عشق جنسی است که این میل به طور مشخص به صورت یک اشتیاق به تملک ظاهر میشود:کسی که دوست دارد میخواهد مالک منحصر به فرد طرف مقابل باشد،می خواهد تسلطی مطلق بر روح و بر جسم او داشته باشد،می خواهد به تنهایی مورد توجه و علاقه باشد و در روح دیگری به عنوان با ارزشترین و مطلوبترین چیز در بالاترین مقام جای گیرد وفرمانروایی کند.

به عبارت دیگر،تمام دنیا را از تمتع نعمت و خوشبختی ارزشمندی محروم کردیم!کسی که دوست دارد،میخواهد همه ی رقبای دیگر را تضعیف و محروم کند و به سان فاتح بی باک و استثمارگر خود خواه،مبدل به اژدهای محافظ گنج خویش شود.بقیه چیزهای عالم به نظر او غیر قابل توجه،رنگ باخته و بی ارزش می آیند وعاشق آماده

است هر چیزی را قربانی کند،هر نظام استقرار یافته ای را مختل سازد و هر چیز با ارزشی را پس براند.در این صورت متحیر خواهیم شد که چگونه این حرص افسار گسیخته و این بی انصافی دیوانه وار عشق جنسی تا این حد در تمام اعصار تاریخ مورد تحسین و ستایش قرار گرفته و به عرش اعلی برده شده و بدتر اینکه ازین نوع عشق،معنا و مفهوم،عشق متضاد است با خودخواهی برداشت شده!در حالی که عشق شاید طبیعیترین و خودجوشترین تجلی خودخواهی انسان باشد.

اینجا و آنجای روی زمین نوعی ادامه ی عشق وجود دارد که در آن اشتیاق و تملکی که دو موجود نسبت به هم احساس میکنند جای خود را به خواستی جدید،اشتیاقی جدید،عطشی والا و مشترک،عطشی برای کمال و آرمانی فراتر از هردوی آنها داده است.اما چه کسی این نوع عشق را میشناسد؟چه کسی آن را تجربه کرده است؟اسم واقعی آن دوستی است.

نوشته:فردریش نیچه




کلمات کلیدی :دوستی و کلمات کلیدی :هر آنچه عشق می نامیم





Time spent here: