هر آنچه عشق می نامیم1 - نوشته های فراموش شده جنبش راه سبز



نوشته های فراموش شده

آنکس که نوشته های مرا سرسری میخواند همان بهتر که نخواند



نویسنده : سهیل ; ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱

حرص،عشق آه که چقدر طنین این دو واژه در قلبهای ما با هم متفاوت است!...با اینحال هردوی آنها میتوانند بیان کننده ی یک غریزه ی واحد تحت دو نام مختلف باشند:اولی به صورت منفی وناپسند از نظر کسانی که مال و منالی اندوخته اند و غریزه ی مالکیت آنها کمی ارضاء شده و اکنون نگران دارایی های خود هستند.دومی به صورت ستایش آمیز از نظر ناراضیان و تشنگان که این غریزه را خوب میدانند.عشق به همنوع آیا میل خودخواهانه مالکیت جدیدنیست؟همین طور عشق به دانش و به حقیقت؟و به طور کلی خواست هر چیز جدید؟ما کم کم از چیزهای قدیمی و آنچه که یقینا مال ماست خسته و دلزده میشویم و نیاز داریم بازهم دستهای خود را به طرفی نو دراز کنیم.

زیباترین منظره هم اگر سه ماه متوالی جلوی رویمان باشد دیگر برایمان جاذبه ای ندارد و دورنمای آن افق ناشناخته بیشتر ما را جلب میکند:احساس مالکیت معمولا به مرور فرسوده میشود.لذتی که از وجود خود میبریم برای دوام و استمرارش همیشه چیز جدیدی را در خود ما تغییر میدهد.واین همان چیزی است که تملک نام دارد.

خسته شدن از یک تملک،خسته شدن از خویشتن است.(زیادی و وفور هم ممکن است رنج آورشود.نیاز به دور انداختن و واگذاری هم میتواند نام فریبنده ی عشق را به خود گیرد)وقتی میبینیم کسی رنج میبرد از این موقعیت پیش آمده با کمال میل برای تصاحب او استفاده میکنیم.این کاری است که انسان نیکوکار ودلسوز میکند!او نیز این احساس تملک جدید را که در روحش بیدار شده است عشق مینامدو به سان ندای پیروزی جدید ار آن لذت میبرد.

ادامه دارد...




کلمات کلیدی :هر آنچه عشق می نامیم





Time spent here: