فکر و عشق - نوشته های فراموش شده جنبش راه سبز



نوشته های فراموش شده

آنکس که نوشته های مرا سرسری میخواند همان بهتر که نخواند



نویسنده : سهیل ; ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٢

فکر با کیفیت عاطفی و احساساتی نهفته در آن عشق نیست.فکر به طور حتم مانع تجلی عشق است.

ادامه ی مطلب را در ادامه ی مطلب بخوانید!!!


فکر ریشه در حافظه دارد‍،مبتنی بر خاطره اس‍‍ت.وقتی شما به شخسی فکر میکنید که عاشق او هستید،آن فکر عشق نیست. شما ممکن است عادات،رفتار وخصوصیات روانی یک دوست را به یاد آورید به خاطرات خوش یا ناخوشی که در رابطه با او داشتید بیندیشید،ولی تصاویری که ذهن ترسیم میکند عشق نیست.ماهیت فکر جدایی و تفرق است.احساس زمان و فاصله،احساس جدایی و اندوه ناشی از آن حاصل یک فعل و انفعال فکری است.تنها زمانی عشق میتواند باشد که هرگونه حرکت و فعل وانفعال فکری متوقف گردد.

فکر بطور اجتناب ناپذیری منجر به احساس تعلق و تملک میشود و احساس تملک حسادت به بار می آورد(قابل توجه دوستانی که به معشوقشون میگن چون من بینهایت دوست دارم و عشقتم! واسه همینم اتشفشان حسودیم فوران کرده و نمیتونم ببینم تو با حتی هم جنس خودت رابطه داشته باشی!) و آنجا که حسادت است مسلما عشق نیست،وتمام رنجها وگرفتاریهای انسان بدان جهت است که فکر نقش عشق را بازی میکند.‍" کریشنا مورتی"

 

حالا با توجه به مطالب بالا باز هم کسی هست که ادعای عاشق بودن کنه؟؟؟؟

 

 




کلمات کلیدی :فکر و کلمات کلیدی :عشق





Time spent here: