نوشته های فراموش شده جنبش راه سبز



نوشته های فراموش شده

آنکس که نوشته های مرا سرسری میخواند همان بهتر که نخواند



نویسنده : سهیل ; ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٩

من خدای کهن را کشتم و خدایی نو آفریدم:

خدای کهن سراسر نیاز است ، او ادعا میکند که بی نیاز است وما به او نیازمندیم ولی در واقع او به ما نیازمند است برای زنده بودن.او میگوید نماز بخوانید و مرا پرستش کنید واین عین نیازاست هرچند ادعا میکرد: من این را میگویم به شما چون شما به من نیاز دارید و راه تقرب به من این است(این را هم خود نمیگوید بلکه طرفداران و زنده نگهدارندگانش میگویند،آیا کسی از آنها پرسیده است که خدای شما، آن خدایی که ادعا میکنید چگونه شده است که از دیدگاه او  و از زبان او سخن میگویید؟سوال من از آنها این است:اگر خدای شما بی نیاز از نماز خواندن و پرستش ماست پس چرا آنرا واجب کرده است ).خدای کهن همچون پادشاهی هست که هر آنکس که چاپلوسی بیشتری کند پاداش بیشتری میگیرد و در جایگاه بهتری منزل خواهد کرد.خدای کهن انسان را به بردگی و بندگی میکشاند. خدای کهن انسان را در جهل و تاریکی نگه میدارد.طرفداران خدای کهن ادعا میکنند که پرستش  و ستایش خدایشان موجب آرامش میشود (همچو افیون). من خدای کهن را کشتم و خدایی نو آفریدم:خدای من بی نیاز از هرگونه ستایش و پرستش است و به کسی پاداشی برای چاپلوسی نمیدهد خدای من به انسان راه نجات از تاریکی را نشان میدهد او به ما خرد را داد تا از ان برای نجات استفاده کنیم او به ما خرد را نشان میدهد.خدای من ما را به کمال و انسانیت رهنمون است ،آموزه های خدای من موجب  آرامش همیشگیست نه لحظه ای همچوافیون،خدای من میگوید نه من به شما نیاز دارم و نه شما به من.خدای من کسی را برای تکذیب خودش تنبیه نمیکند و تا همیشه در آتش نمیسوزاندش، کفر برایش بی معناست او فرای کفر می اندیشد،او فرای نیک و بد،خیر و شر مینگرد،او نمیگوید نکنید او شما را به خردورزی سفارش میکند،انسانیت تنها را تقرب به خدای من است.من خدای کهن را کشتم و خدایی نو آفریدم.

 




کلمات کلیدی :خدای نو و کلمات کلیدی :خدای کهن





Time spent here: