نوشته های فراموش شده جنبش راه سبز



نوشته های فراموش شده

آنکس که نوشته های مرا سرسری میخواند همان بهتر که نخواند



نویسنده : سهیل ; ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٧

جایی هست که هنوز ملت ها و رمه ها در آن هستند.اما نه این جا نزد ما،

برادران اینجا دولت ها هستند.

دولت؟دولت چیست؟پس اکنون گوش با من دارید تا کلام خویش را درباره ی مرگ ملت ها در میان گذارم.

دولت نام سردترین همه ی هیولاهای سرد است وبه سردی دروغ میگوید،واین دروغ از دهان اش برون میخزد که «منِ دولت،همان ملت ام».

هر ملت با زبان «نیک وبد»خویش سخن میگوید.همسایه اش این زبان را در نمیابد.او این زبان را بر پایه ی سنت ها وحقوق خویش بنا کرده است.

اما دولت به همه ی زبان های«نیک و بد»دروغ میگوید و هرچه بگوید دروغ است و هرچه دارد دزدی ست!

همه چیزش دروغین است.این جانور گزنده با دندان هایی که دزدیده است میگزد.اندرونه اش نیز دروغ است.

«از من بزرگ تر بر روی زمین هیچ نیست؛من ام دست سامان بخش خدا!»

هیولا چنین می غرد و تنها درازگوشان وکوته بینان نیستند که در برابر اش به زانو می افتند!

او در گوش شما،شما جان های بزرگ،نیز دروغ های بی فروغ اش را زمزمه میکند!او میشناسد دل های سرشاری را که خواهان بر باد دادن خویش اند!

آری او شما را نیز میشناسد،شما چیرگان بر خدای کهن را!شما در نبرد خسته  شده اید و خستگی تان اکنون بت نو را خدمت می گزارد!....

چنین گفت زرتشت:نیچه

 

 




کلمات کلیدی :درباره بت نو و کلمات کلیدی :چنین گفت زرتشت




نویسنده : سهیل ; ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٦

سلام خدمت دوستان عزیز با تبریک فرارسیدن سال نو خورشیدی

شما میتونید این شعر زیبا رو در ادامه ی مطلب بخونید....




کلمات کلیدی :کفر نامه و کلمات کلیدی :کارو




نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٤

 

برنامه های زنده تلوزیونی مسائل و مشکلات خاص خود را دارا هستند و در قضاوت پیرامون برنامه های ‏کودکان باید به خاطر داشت کودکان همیشه حقیقت را می گویند.‏چندی پیش در مجموعه تلویزیونی عمو پورنگ که از پربیننده ترین برنامه های کودکان است و هفته ای سه بار از ‏تلویزیون دولتی ایران پخش می شود، به نظر دولتمردان رییس جمهور محمود احمدی نژاد مورد اهانت قرار ‏گرفت. 




کلمات کلیدی :احمدی نژاد و کلمات کلیدی :عمو پورنگ




نویسنده : سهیل ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٤

فاشیسم جنبشی روحانی و رمانتیک است.دلتنگی برای گذشته ی از دست رفته و ترس از جهان جدید هسته ی سخت این ایدئولوژی را تشکیل میدهد.

فاشیسم واکنش طبقات ماقبل سرمایه داری در مقابل اندیشه ی تجدد(مدرنیته)و نظام اجتماعی مدرن است.فاشیسم نفس آخر گروه های متنفذ محافظه کار سنتی است.واکنش آنان،تلاش در جهت چیره شدن بر کل جامعه،نابودی فردیت،انحلال جامعه در دولت و یکی کردن دولت و پیشواست.

با خشونت و سلطه لباس حقانیت بر تن میکنند،پیشوا مظهر حقیقت میشود و فرهنگ را به تبلیغات تقلیل میدهد،ایدئولوژی فاشیستی،امنیت در دامن جامعه ی همبسته و رهبری خطاناپذیر را به افراد وعده میدهد.

فاشیسم جنبشی مذهبی یا شبه مذهبی است.

منبع:تلقی فاشیستی از دین و حکومت؛اکبر کنجی

 




کلمات کلیدی :فاشیسم




نویسنده : سهیل ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٦

اندیشه انتقادی دوران مدرن
در حقیقت میتوان گفت که عبارت فوق ، جوهر فلسفه نیچه را تشکیل میدهد. این دریافت بدان معنی است که انسان همواره در حال دگرگونی است و هویت یگانه‌ای ندارد. لذا حقیقت یگانه‌ای نیز وجود ندارد ، اما هنر واقعی یعنی ‌«تحمل حقیقت‌».




کلمات کلیدی :نیچه




نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۳

گاهی به این نتیجه میرسم که ادامه ی زیستن بیهوده است و تمامی تلاشهایم برای ابر انسان شدن(انسان کامل) و آموختن آن،تلاشم برای مبارزه با خرافات ،اخلاق و خلق آنچه که من میخواهم بیهوده است.

من قانون خود را خلق کرده ام و آنرا میخواهم ،من میخواهم بر اساس غرائزم زندگی کنم و در جامعه ای بدون اخلاق میخواهم فرای خوب و بد ،خیر و شر را بنگرم میخواهم هر روز که بیدار میشوم گذشته ای به یاد نیاورم(از بین رفتن هویت فکری و بازی های ذهن)،میخواهم خود سرنوشت خویش را بیافرینم ،میخواهم خود خدای خویش باشم،میخواهم احساس درونیم را در زندگی جاری و بیان کنم و اینها یعنی تنها شدن در جامعه ی دارای هویت فکری(جامعه ای که ارزش های هزار ساله را به ارث برده است و انها را بر پشت ما سوار کرده است همچون بار گرانی که بر پشت شتری سوار کرده اند)کاش صدها سال دیرتر به دنیا می امدم.

دوستانم از اطرافم پراکنده خواهند شد واین تنهایی با غریزه ی اجتماعی بودنم در تضاد است،با این تضاد چه کنم؟

کاش صدها سال دیرتر به دنیا می آمدم،من در زمان و مکانی نامناسب با روحیاتم به دنیا آمده ام،در جامعه ای که پر است از بیخردان به دنیا آمده ام.آه،افسوس،اینان می ایستند و میخندند.اینان مرا در نمی یابند.من دهانی بهر این گوشها نیستم.اینان تنها گنگان را باور دارند.




کلمات کلیدی :افسوس و کلمات کلیدی :هویت فری




نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٢

بدلیل مسائلی که بوجود اومد این داستان رو حذف کردم و از اینکه چنین برداشتهایی از یک داستان واقعی صورت گرفت برای برداشت کنندگان متاسفم.

 




کلمات کلیدی :داستان خلقت




نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٦

دیگر به شهرنقاب زدگان(بازیگران و مدعیان عشق( دروغین)) نخواهم رفت و دیگر به آن نخواهم اندیشید و از آن خواهم گریخت و نخواهم خواست عشقی جاودانه را!و دیگر نخواهم اندیشید به دوستی و دوست داشتن،زین پس می اندیشم به هیچ و هیچ و تنها هیچ!!!شاید هم دیگر هرگز نیاندیشم!!!من از مرگ دوستی سخن میگویم همان که والاترین هدفم بود،از مرگ هر انچه عشق مینامند و مینامم.خداوندگار عشق مرده است،خدای من مرده است چند روزی میشود شاید هم چند ماه که من دیروز مرگش را حس کردم.من از هر آنچه بود به هیچ رسیدم به پوچی به مرگ و به این گفتار نزدیک تر میشوم:زندگی مرگیست طولانی و آنکس که آنرا برایم کوتاه کند می ستایمش.




کلمات کلیدی :مرگ عشق




نویسنده : سهیل ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢

ادامه...

اما بیشتر در عشق جنسی است که این میل به طور مشخص به صورت یک اشتیاق به تملک ظاهر میشود:کسی که دوست دارد میخواهد مالک منحصر به فرد طرف مقابل باشد،می خواهد تسلطی مطلق بر روح و بر جسم او داشته باشد،می خواهد به تنهایی مورد توجه و علاقه باشد و در روح دیگری به عنوان با ارزشترین و مطلوبترین چیز در بالاترین مقام جای گیرد وفرمانروایی کند.

به عبارت دیگر،تمام دنیا را از تمتع نعمت و خوشبختی ارزشمندی محروم کردیم!کسی که دوست دارد،میخواهد همه ی رقبای دیگر را تضعیف و محروم کند و به سان فاتح بی باک و استثمارگر خود خواه،مبدل به اژدهای محافظ گنج خویش شود.بقیه چیزهای عالم به نظر او غیر قابل توجه،رنگ باخته و بی ارزش می آیند وعاشق آماده

است هر چیزی را قربانی کند،هر نظام استقرار یافته ای را مختل سازد و هر چیز با ارزشی را پس براند.در این صورت متحیر خواهیم شد که چگونه این حرص افسار گسیخته و این بی انصافی دیوانه وار عشق جنسی تا این حد در تمام اعصار تاریخ مورد تحسین و ستایش قرار گرفته و به عرش اعلی برده شده و بدتر اینکه ازین نوع عشق،معنا و مفهوم،عشق متضاد است با خودخواهی برداشت شده!در حالی که عشق شاید طبیعیترین و خودجوشترین تجلی خودخواهی انسان باشد.

اینجا و آنجای روی زمین نوعی ادامه ی عشق وجود دارد که در آن اشتیاق و تملکی که دو موجود نسبت به هم احساس میکنند جای خود را به خواستی جدید،اشتیاقی جدید،عطشی والا و مشترک،عطشی برای کمال و آرمانی فراتر از هردوی آنها داده است.اما چه کسی این نوع عشق را میشناسد؟چه کسی آن را تجربه کرده است؟اسم واقعی آن دوستی است.

نوشته:فردریش نیچه




کلمات کلیدی :دوستی و کلمات کلیدی :هر آنچه عشق می نامیم




نویسنده : سعید ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱

١- زنی سعادتمند است که مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی

٢- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

٣- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی )

 

 

بقیه در ادامه مطلب.....








نویسنده : سهیل ; ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱

حرص،عشق آه که چقدر طنین این دو واژه در قلبهای ما با هم متفاوت است!...با اینحال هردوی آنها میتوانند بیان کننده ی یک غریزه ی واحد تحت دو نام مختلف باشند:اولی به صورت منفی وناپسند از نظر کسانی که مال و منالی اندوخته اند و غریزه ی مالکیت آنها کمی ارضاء شده و اکنون نگران دارایی های خود هستند.دومی به صورت ستایش آمیز از نظر ناراضیان و تشنگان که این غریزه را خوب میدانند.عشق به همنوع آیا میل خودخواهانه مالکیت جدیدنیست؟همین طور عشق به دانش و به حقیقت؟و به طور کلی خواست هر چیز جدید؟ما کم کم از چیزهای قدیمی و آنچه که یقینا مال ماست خسته و دلزده میشویم و نیاز داریم بازهم دستهای خود را به طرفی نو دراز کنیم.

زیباترین منظره هم اگر سه ماه متوالی جلوی رویمان باشد دیگر برایمان جاذبه ای ندارد و دورنمای آن افق ناشناخته بیشتر ما را جلب میکند:احساس مالکیت معمولا به مرور فرسوده میشود.لذتی که از وجود خود میبریم برای دوام و استمرارش همیشه چیز جدیدی را در خود ما تغییر میدهد.واین همان چیزی است که تملک نام دارد.

خسته شدن از یک تملک،خسته شدن از خویشتن است.(زیادی و وفور هم ممکن است رنج آورشود.نیاز به دور انداختن و واگذاری هم میتواند نام فریبنده ی عشق را به خود گیرد)وقتی میبینیم کسی رنج میبرد از این موقعیت پیش آمده با کمال میل برای تصاحب او استفاده میکنیم.این کاری است که انسان نیکوکار ودلسوز میکند!او نیز این احساس تملک جدید را که در روحش بیدار شده است عشق مینامدو به سان ندای پیروزی جدید ار آن لذت میبرد.

ادامه دارد...




کلمات کلیدی :هر آنچه عشق می نامیم





Time spent here: