نوشته های فراموش شده جنبش راه سبز



نوشته های فراموش شده

آنکس که نوشته های مرا سرسری میخواند همان بهتر که نخواند



نویسنده : هامان ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۳٠

سلام

من قرار بود بحث خانواده رو در 3 قسمت توضیح بدم .

ولی چون میخوام برم خدمت مقدس ! یک فایل از رادیو زمانه واستون میذارم در همین رابطه . حدودا 1 MB .

20070628_mahmonir.zip

 یک فایل دیگه میذارم که یک آهنگ پاپ قدیم با صدای فریدون فرخزاد و مهناز هستش و خیلی I love U تشریف دارن . حدود  نیم مگا بایت .

Khakestar - Farrokhzad&Mahnaz(www.BiDel.ir)[1].zip

  در باره هر دو فایل نظر بدیناااا .

فعلا بای .

 




کلمات کلیدی :خانواده




نویسنده : سهیل ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٧

حاصل هر صدای بلند آن است که ما خوشبختی را در سکوت و در دوردستها جستوجو کنیم.

وقتی مردی خود را در میان غوغا و هیاهوی خویش و در معرض جزر و مد امواج زندگی و پستی و بلندیهای

آن میبیند،گاه حضور موجوداتی آرام و پری گونه را احساس میکند که از کنارش میلغزندو میل شدیدی به آرامش و خوشبختی را در او زنده میکنند:اینان زنان هستند.

تقریبا چنین فکر میکند که بهترین خو یشتن خو یش را آنجا در کنار زنان پیدا میکند.مکان آرامی است که صدای سهمگین ترین امواج به سکوت مرگ،وزندگی خود به رو یای زندگی مبدل میشود.اما با این حال،ای رویایی اصیل،حتی روی زیباترین کشتی ها هم سروصدا و مشاجره،آن هم مشاجرات متاسفانه حقیر بسیار است!

جذابیت و قو یترین تاثیر زن به زبان فلسفه تاثیر از راه دور است و لازمه این تاثیر قبل از هر چیز فاصله و دوری است.




کلمات کلیدی :زنها و کلمات کلیدی :تاثیر از راه دور




نویسنده : سهیل ; ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٤

به چشم عوام احساسات والا و سخاوتمندانه،فاقد فایده ی عملی و در نتیجه به دور از واقعیت است.آنها با بدگمانی،فرد نجیب و بزرگ منش را کسی میدانند که غیر مستقیم به دنبال منافع خویش است.اگر هم از طریق حقیقتی آشکار متقاعد شوند او نیات خودخواهانه ندارد و منافع کوچک را حقیر می شمارد،او را نوعی دیوانه می پندارند.شادی او را تحقیر میکنند و به برق چشمانش می خندند.

با همان نگاه تحقیرآمیزی که شادی دیوانه ای را نظاره گرند با خود می اندیشند که:چطور می توان از زیان خود خرسند شد!باید کور بود که به دنبال ضرر خود بود!شور و شوق بزرگ منشی تبدیل به بیماری عقل و خرد شده باشد!.سرشت فرومایه از آنجا شناخته میشود که هیچگاه مزیت و منفعت خود را از نظر دور نمیدارد و این وسوسه ی دستیابی به هدف و منفعت از هر غریزه ی دیگری در او قویتر است.دانایی و وقاردر نظراوآن است که نگذارد تحت تاثیر محرکات نامعقول به کارهای بی فایده و بهنگام کشیده شود.سرشت برتر نامعقول تر است،زیرا انسان نجیب وبخشنده،کسی که خود را فدا میکند،در برابر غرائز خود تسلیم میشود.در بهترین لحظات زندگی اش عقل و خردش فروکش میکند و دچار وقفه میگردد.حیوانی که تا پای جان از بچه هایش حمایت میکند و یا به هنگام جفت گیری ماده اش را تا دم مرگ دنبال میکند هرگز به خطر و مرگ نمی اندیشد.عقلش زایل میشود،زیرا لذتی که بچه ها و یا ماده اش برایش فراهم میکند و ترس از دست دادن آن کاملا بر او مسلط میشود.وی بیش از هر زمان دیگر بی شعورتر میشود،درست مانند انسان نجیب و بخشنده.در نزد این انسان انواعی از احساسات،جاذبه ها و دافعه هایی وجود دارد اینها با چنان شدتی ظهور میکنند که عقل او در برابر آنها یا سکوت میکند و یا به خدمت آنها در می آید:دل بجای مغز می نشیند و در این حالت از شور و شوق سخن به میان می آید.

آنچه که انسان عامی در انسان برتر تحقیر میکند،بی عقلی،شور و شوق یا تصنع اوست،بخصوص که این شور و شوق متوجه چیزهایی است که ارزش آنها به نظرش کاملا واهی و عمدی می آید،از کسی که تسلیم هوا وهوسش

میشود آزرده میگردد.اما جذابیت این سلطه را درک میکند.آنچه را که درک نمیکند  این است که مثلا چطور انسان میتواند سلامت و ابروی خود را در راه عشق به شناخت و آگاهی به خطر اندازد.کشش انسان برتر به سمت چیزهایی است که ارزشی برای مردم ندارد و ارزشها را با مقیاس خویش

اندازه گیری میکند و این مقیاس را مخصوص و وایسته به میل وسلیقه ی خود نمی داند،بلکه ارزشها و ضدارزشهای شخصی خویش را ارزشها و ضد ارزشهای جهانی و عام میپندارد.




کلمات کلیدی :نجابت و فرومایگی




نویسنده : سهیل ; ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٠

با سلام خدمت دوست عزیزم هامان

خانواده پایه و اساس شکل گیری یه جامعه هست در واقع جامعه تشکیل میشه از جامعه های کوچک که همون خانواده هان.ما وقتی میتونیم یه جامعه ی پویا و با نشاط داشته باشیم که خانواده هایی پویا و با نشاط داشته باشیم.درخانواده است که به ما فرصت بروز توانایی ها و استعداد ها داده میشه،در خانواده ما می آموزیم که چگونه در اجتماع بزرگتر(جامعه)زندگی کنیم حرف شما مثل اینه که ما بدون گذروندن دوره های ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان یهو وارد دانشگاه شیم!!!تازه با وجود همه ی دوره های فوق الذکر باز هم ورودی های جدید جوگیرن!

در ادامه ی مطلب بخوانید...




کلمات کلیدی :نقد مقاله خانواده




نویسنده : سهیل ; ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٠

 

 

من از هدایت و تبعیت بیزارم.

اطاعت؟نه. حکومت؟هرگز.

آنکسی که برای خود ترسناک نباشد برای دیگران ترسناک نیست.

فقط آنکس که ترس برانگیزد میتواند دیگران را هدایت کند.

من از هدایت خود بیزارم و دوست دارم همانند حیوانات جنگل ،تا مدتها خود را در بیابانی سحرانگیز گم کنم و به خیالپردازی بگذرانم

تا به تدریج به خانه ی خود بیاندیشم و خود را به سوی خویش جلب کنم.

 




کلمات کلیدی :تنها



 

نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٠

من روحیه ی انسان های زیادی رامی شناسم.

اما نمی دانم که خود کیستم.

چشم من بیش از حد به خودم نزدیک است.

من آنکسی که میبینم نیستم،ومیدانم اگر از خود دورتر بودم،

یا در واقع،به اندازه ی دشمن خودم از خودم دور بودم

برای خود مفید تر بودم.

نزدیکترین دوست من از من خیلی دور است.

باید میان من و او حد متوسطی پیدا شود،

آیا میفهمی چه میخواهم؟

 




کلمات کلیدی :که خود کیستم




نویسنده : هامان ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٩

می خوام این بار یه بحثی رو راه بندازم و نظرات شما رو در مورد اون ببینم چیه ؟
بحث من احتمالا در طی چند بخش ارئه میشه .

بحث بر سر خانواده ست .




کلمات کلیدی :خانواده




نویسنده : سعید ; ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٧

اگر می خواهید عشق میهمان جاودانه قلبتان باشد ، دیگران را بر خود مقدم بدارید ، به خاطر آنان از تمایلات خود بگذرید و بی قید و شرط دوست بدارید. - هستی رابا نگاه عشق بنگرید ، و اینگونه عیشی جاودان را به قلب خود هدیه کنید...

در ادامه ی مطلب بخوانید....

 

 




کلمات کلیدی :زندگی




نویسنده : سهیل ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٦

من یکی از دوستای جدید سهیل جان ( البته دوست پسرش ! ابرو) هستم.

می خواست من واسه وبلاگش مطلب بنویسم .

پس از این به بعد گاها مطالبی که فکر کنم بدرد شماها می خوره رو اول تایپ و بعد آپ میکنم .

 

برای شروع میخوام مطلبی درمورد دوران دانشجوویی خودم بنویسم چون این دوران واسه ی من تموم شده ولی خاطراتش جزو خاطرات فراموش نشده (!) من مییشه ( چون هنوز یادمه !) و اینکه با موضوع وبلاگ نمیخونه به من مربوط نیست . همینی که هست ! گاوچران
 




کلمات کلیدی :دانشجو و کلمات کلیدی :اعتراض




نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٦

مارکس این حقیقت ساده را کشف کرد که انسان،نخست و قبل از آن که بتواند به دنبال سیاست،علم،هنر ودین برود باید بخورد،بیاشامد و از مسکن و پوشاک بهره مند شود."فرید ریش انگلس"

در هر عصری ایده های طبقه ی حاکم ایده های حاکمند"کارل مارکس"

قسمتی از نظریات کارل مارکس منبع کتاب هفت نظریه در باب دین را در ادامه ی مطلب بخوانید...




کلمات کلیدی :مارکس




نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٤

برادران،شما را سوگند میدهم که به زمین وفادار مانید وباور ندارید انانی را که با شما ازامیدهای ‍‍ اَبَرزمینی سخن میگویند.اینان زهرپالا ی اند،چه خود دانند یا ندانند.

اینان خوارشمارندگان زندگی اند وخود زهر نوشیده و رو به زوال،که زمین از ایشان بستوه است.پس بِهِل تا سرِ خویش گیرند!

روزگاری کُفران خدا بزرگترین کُفران بود.اما خدا مُرد و در پی آن این کُفرگویان نیز بمُردند.اکنون کُفران زمین سهمگین ترین کُفران است و اندرونه یِ آن ناشناختنی   را بیش از معنای زمین پاس داشتن.

 

 

منبع :چنین گفت زرتشت نوشته ی فریدریش نیچه




کلمات کلیدی :خدا و کلمات کلیدی :کفران




نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱۳

کلاهبرداران: سهیل جون فردا میای بهمون درس بدی اخه هرچی میخونیم بیشتر میفهمیم که هیچی نمی فهمیم!اگه نیای حتما این درس منفی

میگیریم!!!!!

سهیل:باشه میام مشکلی نیست!درضمن بهتون بگم که ساعتی ...تومان میگیرماااااااا.

ادامه ی مطلب رو در ادامه ی مطلب بخونید!آخ




کلمات کلیدی :کلاهبرداران




نویسنده : سهیل ; ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٢

فکر با کیفیت عاطفی و احساساتی نهفته در آن عشق نیست.فکر به طور حتم مانع تجلی عشق است.

ادامه ی مطلب را در ادامه ی مطلب بخوانید!!!




کلمات کلیدی :فکر و کلمات کلیدی :عشق




نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٢

تقدیم به آن کس که نمیشناسمش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!متفکر

تورادوست میدارم،نمیدانم چرا!شاید این طبیعت ساده و بیآلایش من حدومرزی برای دوست داشتن نمیشنایسد.ولی سخت دراین مکتوب نوشته ام،چه کسی مرا دوست می دارد؟

ادامه ی مطلب را در ادامه ی مطلب بخوانید!




کلمات کلیدی :دوستت دارم




نویسنده : سهیل ; ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٠

خیانت انواع مختلفی داره مثل خیانت به خود‍‍‍،خیانت به همسر(ویژه خانم ها)،خیانت به وطن و ...

شاید حدس بزنید که می خوام راجع به کدوم نوع از خیانت صحبت کنم،  خیانت به همسر میتونست بحث خیلی جذابی باشه ولی من میخوام راجع  به خیانت به وطن صحبت کنم!!!

ادامه ی مطلب رو در ادامه ی مطلب بخونید!!! چشمک




کلمات کلیدی :خیانت




نویسنده : سهیل ; ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٥

  بی تفاوتی تا به کی؟!

 

ما را چه شده است؟چه بر سر مان آورده اند که در برابر ضایع شدن حقمان(حق آموزش مناسب) اینگونه سکوت کرده ایم.

 








نویسنده : سهیل ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٥

سلام به همه ی دوستان عزیز.

از امروز می خوام براتون سری داستان های یونی لاو رو بنویسم(اصلا کپی رایت نیست!) داستان رو در ادامه مطلب بخونید...

 





کلمات کلیدی :سوسانا



 

نویسنده : سعید ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢


هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند







 

نویسنده : سعید ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱

آره خوب من دیونم       ولی اینو می دونم       من میخوام فقط با تو بمونم

زندگی بی تو برام بی معنیه                 چجوری بگم یه جوارایی یعنی یه

قفسی که توش اسیرم                          اگه تو نیای میدونی میمیرم

می دونی دوستت دارم دیونه وار                تو بیا تو بیا پیشم بمون همین یه بار

آخه از تو که چیزی کم نمی شه                   میدونی زندگی بی غم نمیشه

من می خوام با تو باشم رها بشم از این قفس      میدونی سخت شده واسم دیگه کشیدنه نفس

ولی تو دلت هوای دیگه داشت                          پیش اون یکی بار نوای دیگه داشت

من گفتم شاید بمیره اون یکی یار                   بد دوباره تو بیای بگی منو میخوای

حالا بمیره یا که بره فرغی نمی کمنه واسم           هرچی میشه بزار بشه آخه یه زمانی یارم میمرد واسم

قبلنا بهم میگفت خیلی دوستت دارم تورو              حالا که پیشش میرم میگه از پیشم برو

بد بهش میگم چی شد دوستیه ما                      این بودش قل قرارمون تو کوچه ها

اونجا شاهد بودن همه گلایه لاله                  میدونی زندگی کردن  بی تو برام  محاله       

چرا یادت نمیاد لب ساحل روی شونم          بهم گفتی دوستت دارم گفتم میدونم                

نمی دونم کی تموم میشه گلایه هام          ولی کاش میشد یه روز برگردیو بگی منم تورو میخوام









Time spent here: